POLICY POLICY آن صاحب چشمان لوچ، آن قاتل بهخاطر هیچ و پوچ،آن مجمع رذائل،آن به درک واصل، آن طراح دیوار حائل،آن صاحب هیکل قوطی، نترس! بگو بشکه صد فوتی،آن نواده یهودا اَسخَر یوطی، اشبهالناس به قارون،ببرالاشقیاء، آریل شارون رضیالشیطانعنه،از کبار اقطاب بودی و بر قتال بیتاب!! در اوثق تراجم، مذکور افتادی که در وقت ولادت چیزی در آغوش بداشتی و زیر شکم مبارک! وسعالله طوله و عرضه مخفی همیکردی و سعی بلیغ بنمودندی جمیع نسوان موجود در زایشگاه اعنی نرسها و والده ماجده وی،بر کشف آن، لیک میسر نیفتادی. بهناگاه دست برآورده بدیدند نارنجکی ضامن کشیده در کف بداشته درحال آن را رها بنمودی و فیالمجلس همه مذکورات کلهن اجمعات خرقه تهی نمودندی و او خود نیز یتیم بگشتی. نقل است پدر، وی را شبانه در جنگلی رها بنمودی خلاصی از شر وی را!!لیک خرسی رضاعت و حضانت وی بر عهده بگرفتی و بدین سبب وی را «شیر پاک خورده اسرائیل» لقب بدادندی و مشهور است که وی را پرسیدندی تو را شباهت به پدر بیشتر باشدی یا مادر؟ بفرمودی: «به مادر رضاعی!!» و به حق میفرمود اینرا و منقول است مریدی وی را بپرسیدی: «مرشدا ! چند وزن داری؟» بفرمودی: « الله اعلم» و از این کلام جمله مریدان و مریدات زنار ببریدندی و مدهوش همیگشتندی که اصدق ازین قول در تمامت حیات از وی نشنفته بودندی و در این باب اخبار بسیار مضبوط است و اهل بخیه بفرمودندی که اعظم کرامات وی نیز همین بودی که آن هیکل فخیمه را تیمار بکردی و حق، ادا نمودی؛ تمت. مروی است وی را بپرسیدندی:مولانا! سبب چه بود تسمیت تو را به «قصاب»؟ بفرمودی: «آباء و اجداد ما تا هفت پشت کلهم اجمعون قصاب و سلاخ بودندی»روزی پدر مرا فرابخوانده بفرمودی:« آریلا! از فردا روز خروسخوان در دکان حاضر شو!که خوش دارم نیک قصابی گردی!!»من نیز در دل بگفتمی:« قصابی گردم که هیچ جنی نظیرش را بهخاطر همینیاورد»و شبانه از خانه بگریختمی و به خیل اشرار و قطاعالطریقِ جادههای مخوف تلاویو آباد سفلی بپیوستمی،و آنچه از رذالت و جنایت و قساوت ندانستمی.علی ثلاثه أسوات از همقطاران بیاموختمی و سپس به قشون مولیالشیاطین الانس و الجان مولانا «موشه دایان» بپیوستمی،و در لمح بصری مراتب رذالت و قساوت خود عیان بساختمی و درجات کمال بپیمودمی تا اینکه در هجمهای وحشیانه دو قریه مسمی به "صبرا و شتیلا" را، معمنفیها که بالغ بر هزاران نفوس بودندی نابود بساختمی و بدین سبب سرسلسله اقطاب و ملقب به قصاب بگشتمی و تمامت این امور محض امتثال امر پدر بودی و لاغیر». بیش از هفتاد کتاب و مقاله به وی منتسب است که از اشهر آنها کتاب عظیم:«اللذّة الکثیر فی قتلالعام معالطفلالصغیر» و دیوان: «اسرائیلی فقط انسان و الباقی همش حیوان»!؟ را میتوان تسمیت نمود. به تواتر مذکور است که وی را غیرتی جلیل و حمیتی بیبدیل بودی مر افسانه هلوکاست را،که سوالی را در این باب برنمیتابیدی فضلا عنالشبهه و الانتقاد ؛ نقل است خبرنگاری وی را بپرسیدی:«مرشدا! جان من حقیقت چیست مر هلوکاست را؟»قطب با چهرة برافروخته و جان بهغایت سوخته و کاسه چشم پرخون نگاهی به اطراف افکند وی را آهسته در بیخگوش بگفتی: «حیف که در اینجا درابین (دوربینها) از ما فیلم میستانندی و الا همینجا تو را جواب مقتضی عطا مینمودمی؛لیکن حقیقت هلوکاست را امشب به عینالیقین بینی و فردا و پسین به حقالیقین در خواهی یافتن » همانشب آن خبرنگار مادر مرده به افجعالانحاء کشته همیگشتی و فردا روز جنازهاش محروق بگشتی و پسین روز خاکسترش به باد داده همی شدی؛سبب وفات وی را نیز این بگفتندی که امیر ولایت شیرستان ایران زمین،هلوکاست را به باد سخره بگرفتی و آن را افسانه بخواندی؛این خبر قطب را تا به گوش رسیدی از غایت خشم، آن هیکل باسکولکش؟!خود را چنان بر در و دیوار بکوفتی که کعصف ماکول بر زمین پخش همیگشتی و فیالفور قالب عظیم خود تهی بساختی؛ سنه وفات وی را اینگونه به ابجد منظومه بساختندی:«هیهات رفت خلیفۀ شیطان» حشرهالله مع الظالمین و الفاسقین و القاعدین فیالدرک الاسفل منالنار آمین نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سلام وب خوبي داري ؟ در ضمن از قالب خوبي استفاده كردي اگر دوست داري يك سر بيا به وب ماهم بزن خوشحال ميشم زحمت كم ميكنم تا ديگ مزاحمتون نمي شوم ![]() |
|||
![]() |